پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
183
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
خود حكمرانى يا فرماندهى مىبخشيد لوساندير را خوانسالار « 1 » خود گردانيد و براى نكوهش و ريشخند نام ايونيان را برده مىگفت : اكنون هم بروند و مهر نوازش بخوانسالار من نمايند . در نتيجه اين كارها لوساندير بهتر آن ديد خويشتن ديدارى از اگيسيلاوس كرده گفتگويى نمايد و از روى عادتى كه داشتند يك رشته جملههاى كوتاه و پرمعنايى در ميانه گذشت كه مىآوريم . لوساندير گفت : اگيسيلاوس ! شما بهتر مىدانيد كه چگونه دوستان خود را از پا بياندازيد . اگيسيلاوس پاسخ داد : آرى ! آن دوستانى را كه بزرگتر از خود من هستند . ولى دوستانى كه براى نيرومندى من مىكوشند حق ايشان است كه از ان نيرو بهره يابند . لوساندير دوباره پاسخ داد : اگيسيلاوس در اين باره شايد شما بيشتر از آن مىگوييد كه من كردهام . هر چه هست من از شما خواهشمندم براى جلوگيرى از نگرانى خود مرا به كارى برگماريد كه دلتنگى شما كم باشد و من بهتر بتوانم انجام كارى كنم . در نتيجه اين گفتگوها او را به عنوان فرستادگى به هلسپونت فرستادند و او در آنجا با همه رنجيدگى از اگيسيلاوس از كار خود غفلت ننموده سپثردات « 2 » ايرانى را كه مرد دلاورى بود و سپاهى گرد سر داشت ولى از فارنابازوس رنجيده آماده شورش بود نزد اگيسيلاوس آورد . پس از آن ديگر به كارى گمارده نشد ولى پس از ديرى از آنجا خوار و دلآزرده به اسپارت باز گشت . در اين هنگام حكمرانى اسپارت را سخت دشمن مىداشت و اين بود خواست درنگ ننموده تا فرصت در دست هست نقشهاى را كه گويا از پيش از آن در دل خود داشت به كار ببندد و حكمرانى را تغيير دهد .
--> ( 1 ) . مقصود پلوتارخ كسى است كه بر سر سفره بايستد و خوراكها را به گرد سفرهنشينان بخش كند كه در زبان انگليسى Carver مىنامند ولى چون در فارسى نام خاصى بر آن نيست ما كلمه خوانسالار را آورديم كه شايد با آن معنى موافق نباشد . ( 2 ) . همان كلمه است كه امروز بايد « سپهرداد » خواند .